عز الدين حسينى زنجانى

129

معيار شرك در قرآن (فارسى)

ناراحتى وگرفتارى است و استجابت دعا و توسّل چنين نيستند ؛ زيرا هر دو اعتبارى يا انتزاعى « 1 » هستند و بلكه نفس ذات موسىعليه السلام به دليل آن كه دعايش مستجاب مىشود و به اصطلاح مستجاب الدّعوه است ، كاشف ضرّ و بر طرف كننده بلايا و گرفتارىهاست و او ( موسىعليه ال كل الحقوق محفوظه لام ) را با خداوند عهد و پيمانى است و اين همان مطلوب ما از استدلال است . پس - شكر خدا - تباهى و خللى در استدلال وجود ندارد و نيز تنافى با آن‌چه در آيهء : « امَّن يُجيبُ المُضْطَرَّ اذا دَعاه . . . » آمده ندارد ، بلكه مؤيّد و مؤكّد هم‌ديگرند . عدم دقت كج فهمى است همان‌گونه كه متنبّى شاعر معروف مىگويد : وَ كَمْ مِن عائبٍ قولًا صحيحاً * وَ آفَتُهُ مِنَ الفَهْم السَقيم چه قدر افرادى هستند كه به كلام صحيح خرده مىگيرند كه اين ناشى از فهم نادرست و بيمار است نقد 5 . ناقد با استناد به گفتهء ما مىفرمايد : « او ذا مَقدرةٍ روحيّة . . . ؛ يا صاحب قدرت روحى باشد . . . » كسى منكرِ توانِ جسمى براى انسان و نيز جايز بودن كمك طلبيدن را نفى و انكار نمىكند و آن‌چه مورد بحث است قدرت روحى و استمداد از اوست و آيه اين را ثابت نمىكند و منحصراً دلالت بر جايز بودن توسّل به وسائط معمولى در عالم هستى دارد كه در

--> ( 1 ) . انتزاعى يا اعتبارى ، اصطلاح فلسفى مىباشد و مفاهيمى را مىگويند كه در خارج مابه ازائى نداشته باشد و به طور كلّى آن‌چه در عالم خارج تقرر و تحققى ندارد ، نام اعتبارى يا انتزاعى بر آن اطلاق مىشود و اعتباريات بر امورى گفته مىشود كه قائم به منشأ انتزاع يا اعتباركنندگان باشد مانند كليّت و جزئيت و شيئيت .